|
اینجا یه جای دنجه...! دلم میخواد تا ابد دنج بمونه,هم برای من هم برای همه اونایی که اینجا رو میخونند! |
دلگیرم از همه ی اونایی که یه روزی همراه دریچه بودن و الان فقط سکوت میکنند دلگیرم از همه ی اونایی که حتی برای سکوتشون دلیل دارن ! دلیلشون برای من بی دلیلی ست من فقط حس میکنم خیلی تنها شدم توی دریچه زندگیم .... * دلم نمیخواد کسانی که تا حالا ساکت بودن بعد از خوندن این پست سکوتشون رو بشکنند * شاید از این به بعد هیچ کامنت دونی ای رو باز نذارم ... شاید اصلا برگشتنم به دریچه درست نبود ...
+ 88/09/21 ن...
Speachless شده ام نه اینکه نخواهم ...نمیتوانم انگار کسی با انگشت هایش گلویم رو میفشارد انگار کسی از درونم بهم امر میکند " تو حرفی نداری که بزنی " از چشم هایم بخوان...من اسیر من ِ درونمم * خواستم عکسی که دوست دارم بذارم ، اما ... * چقدر این عکس رو هم دوست دارم...مخصوصا چشم هایش رو !
+ 88/09/18 ن...
گاهی یه آغوش ، فقط بهت وسوسه میده گاهی یه حس ِ مورد سوء استفاده قرار گرفتن و گاهی ، فقط بهت آرامش و امنیت میده این تنها آغوشی ه که من بهش نیاز دارم ...
+ 88/09/18 ن...
اعتیادم یک روزی کار دستم میده مثل همه ی اعتیادهام ! باید ترک کنم...باید
+ 88/09/18 ن...
خیلی وقت بود به آمارگیر اینجا اعتنایی نمیکردم راستش برام مهم نیست چقدر اینجا خواننده داشته باشه اما امروز ... کنجکاو شدم و در کمال ناباوری دیدم که از کشورهای مختلفی بازدیدکننده دارم یعنی کسی هست که خواننده ی دائمی اینجا باشه و من ندونم ؟! بعید میدونم
+ 88/09/18 ن... |
گاهی وقت ها ، محدوده ی امن من خلاصه میشه به اتاقک ماشینم * با اینکه میدونستم درها قفل ه و شیشه ها بالاست نمیدونم چرا از اون مردک فرار کردم !
+ 88/09/17 ن...
ساعت از دوازده گذشته وارد خونه که میشم مامان و بابا رو میبینم که تا قبل از ورودم به در ذل زده بودند... متأسفم ... فقط کمی خسته بودم ، همین
+ 88/09/17 ن...
زلال باش ... فرقی نمیکنه که گودال کوچک آبی باشی یا دریای بیکران زلال که باشی ، آسمان در توست... * زلال خواهم ماند ، اگر کسی کفش های پر از گِلش رو در من نشوید !
+ 88/09/17 ن...
هیچ وقت خودم رو ندیدم همیشه گفتم فلان کار رو میکنم چون فلانی دوست داره روح و جسمم شدن برده ی این و اون به امر من و به خواسته ی دیگران دیگه کم کم دارم به پایان میرسم کم کم قرص هام رو با قدرت بیشتری می بلعم کم کم بدون تردید پام رو روی پدال گاز فشار میدم کم کم از قلب درد و توصیه های پزشک نمیترسم من میرم... اما کم کم * دلم نمیخواد کسی در مورد این پست حرف بزنه باهام
+ 88/09/15 ن...
Look for the beauty around you in others, in yourself
+ 88/09/14 ن...
این روزها دلم میخواد مربی یک مهدکودک باشم شاید به زودی به اونجا پناه بردم...
+ 88/09/14 ن...
شدیدا با خودم درگیر شدم بهتره کسی پادرمیونی نکنه ... *جنگ اول به از صلح آخر !
+ 88/09/14 ن...
همیشه تمام رخم رو به نیمرخ صورتم ترجیح میدادم ! اما برام عجیبه که چطور ماشین های کناری محو نیمرخ صورتم میشن !!! و چطور بعضاً مورد پسندشون واقع میشم و دنبالم راه میافتن ؟
+ 88/09/12 ن... |
هیچ چیز .... واقعا هیچ چیز بیشتر از این نمیتونه خوشحالم بکنه که بدونم دوستم دارند ! همین ... * ممنون که دوستم دارید
+ 88/09/11 ن... |
نمیدونم چم شده ... چرا از بزرگ شدنم شاد نیستم ؟! وارد 28 سالگی شدم * تاریخ این پست رو روی دهم آذر تنظیم میکنم تا یادم باشه روز تولدم حتی حوصله پست نوشتن هم نداشتم...
+ 88/09/10 ن...